خرید بک لینک
امروز پنچ شنبه مورخ 91/1/24اربعین فرجه اله خان رحیمی (بزرگ خاندان قوجه بیگلو ) می باشد . مسولین و مهیمانان زیادی از تمام نقاط کشورحتی چندتن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این مراسم حضور داشتند. نوه همین مرحوم به مطالب بنده لطف داشتند و ایمیلی از کرج مبنی بر متاثر شدن خودشان ارسال کرده بود، من میگم انسان زمانی که چشم بر دنیای مادی باز میکنه گریه میکند زیرا کدی از این دنیا در ذهن او وجود ندارد، اما با دیدن اشیا و اجسام کد یا شناسه ای در ذهن ما ایجاد میشودُ مثلا موقع ای که اسم روستای آقامحمد بیگلو به گوش ما می خوره، دوره نمای روستا ( کوه ها ، راه ها، گوده دره ، دره رود، سانبل چای، قبرستان ، آشاغی شام ، یوغاری شام ، اَیری شام ، بینو، مسجد روستا، بازار آقامحمدبیگلو، تعاون عشایری ، ایلانی قایا، کارخانه آسفالت، بازی های محلی و خاطرات دوران کودکی....) در ذهن شنونده مرور میشود چون کدی با عنوان روستا آقامحمدبیگلو در فایل روستاها که در ذهن تمامی انسانها ذخیره شده پیدا می شود و دوبار با عروج انسان به دنیای معنوی همه ما متاثر و محزون میشویم چون شناختی از کدهای دنیای ابدی نداریم که اگر این طور می شد به تعبیر حضرت امیر(ع) پذيرش جهان آخرت به عنوان يك مرحله واقعي از زندگي، جزء برنامه روزانه انسان قرار مي گرفت، در واقع ما به خاطر این کدها که خاطرات تلخ و شیرین در ذهن ما نقش بسته، در عزیز از دست رفته خود گریه کرده و اندهگین محزون میشویم زیرا محبت های عزیزانمان که موجب خوشحالی پشت کار و پیشرفت و تشویق ما می شد دیگر به ما نمی رسد و چه بسا در اخبار تلویزیون می شنویم که بر اثر سونامی در ژاپن 1200نفر جان خوشان را ازدست داده اند ما نه تنها از این خبر متاثر نمی شویم بلکه بی اعتنا هم میشویم، اما چیزی که برای من مهم است این که، فرج اله خان رفت اما خیلی چیزها را باخودش برد که می شد باهاش فیلم ساخت، شعر گفت، داستان نوشت، هنری را خلق کرد و زندگی کرد ،نارحتی من بیشتر به خاطر کامل نشدن کتابی که با عنوان ((قوجه بیگلو )) مبنی بر شناساندن قوجه بیگلو ها به قومیت های دیگر بود، می باشد چون برنامه ریزی کرده بود که تعطیلات عید حتما با این بزرگوار مصاحبه برای کتاب ((قوجه بیگلو)) (به نویسندگی دوست عزیزم آقای مراد امیر امینی) داشته باشم . ولی افسوس افسوس افسوس...

برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1392 ساعت: 16:36

صفحه بندی