شب قبلش از خستگي خوابم برد و ديگه دوش نگرفتم و گفتم صبح زود بيدار ميشم و دوش ميگيرم. صبحم از شانس من برق رفته بود و وقتي هم برق ميره ديگه آب هم تو خونمون قطع ميشه و آب منبع هم فشارش خيلي كمه. ديگه بي خيال حمام شدم. اما با اينكه تو اداره زير كولر بودم اما همش عرق مي ريختم. اينم از خاصيت بد بدن منه. اگه يه روز حمام نكنم كل هيكلم ميشه خيس عرق.
صبح دانشگاه كلاس داشتم استاده يك ساعت وقتمون رو تلف كرد آخرش هم درس نداد و فقط تاريخ ميان ترم رو اعلام كرد.
عصر كه اومديم خونه مدير ساختمون استفا نوشته بود و زده بود تو برد.
تا رسيديم خونه رفتم دوش گرفتم و حتي مانتوم هم شستم.
مرد نصابه از نمايندگي ال جي اومد و ظرفشويي رو برامون وصل كرد.جوون با انصافي بود و يه كم وسايل براي نصب شيرهاش ميخواست خودش رفت برامون خريد.و نصبش كرد و آموزشش هم بهمون داد و گفت ماشين ظرفشويي تون مدل خيلي خوبي خريدين. نصبش كه رايگان بود ولي پول شيرها و اين خرده ريزها كه خريده بود رو ازمون گرفت 35 تومن شد. به همسري گفتم آدم با انصافي و مودبي بود اگه پول اضافي هم ازمون گرفته نوش جونش باشه.
شب هم همسري با مدير ساختمون حرف زد و مديرساختمون كلي گلايه داشت از همسايه ها و يه جلسه گذاشتن و شب رفتن جلسه.
همسرخان كل اين هفته همش يا گرفتار ديدن دوربين بود يا جلسه ساختمون بود. و از اول هفته قراره من رو ببره خريد ماهيانه براي خونه و هنوز كه هنوزه آقا وقت نفرمودن.
اگه چشم خودم نزنم اين روزها روحيه ام بهتره. خودم رو با درس و كار خونه سرگرم ميكنم.
اين روزها دلم ميخواد گوشم رو دو تا سوراخ ديگه هم بكنم كه سواخهاي گوشم بشه سه تا. برچسب تاتو ميخوام براي رو پاهام. انگشتر پام خراب شده و كلي لاك هاي رنگي ميخوام. تا كي باشه دلم رو بزنم به دريا و برم اين خنزرپنزرها رو بخرم.
برچسب:
نویسنده: golchin