خرید بک لینک
چگونه باید از تو نوشت؟نمیدانم.من مبهوتم و واژگان گنگ و ناتوان.میخواهم بنویسم اما تو بدان واژگانم پوشالی ست و حجم قلبم مملو از نفسهای تو.

در دلم جوانه زدی و با هر تپش قد میکشی تا سقف آسمانِ بی کران احساسم. در دلم ریشه میدوانی ،محکم که شدی قد خواهی کشید ،در رگ هایم شاخه و برگ خواهی زد ،مرا به آغوش میکشی و من تمامِ تو میشوم آنگاه که عشقت تمامِ من میشود.من زنی هستم که در حبسِ آغوش تو آزاد شد..راستی میشود این زندان را تنگ تر کنی؟میخواهم رها تر باشم.آنقدر رها که تا لبهای داغت اوج بگیرم و زمین زیر پاهایم محو شود.

چگونه طعم لبهای تو را باید در واژگانِ بی ارزش جای دهم؟باور کن نمیشود... این احساس کلمه نمیشود.

آه...

.

.

.

اصلن این متن رو ولش،یه سری حرفا رو نمیشه ادبی نوشت.شیرینی لامصّب...

امضا:خانم سر به هوا

+نفرات به حد نصاب نرسید قرار تشکیل نشد :))


برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت: 23:13

صفحه بندی