خرید بک لینک







گاهی شب که فرا می رسد او بارها و بارها له می شود،خرد می شود، میمیرد و با ملحفه اش خودش را زنده

کفن می کند ولی شب او را خائنانه به سمت صبح قی می کند و پَسَش می زند.

صبح و خورشید، تمام آن چه را که بر او در شب قبل گذشت را لوث می کنند و او مجبور می شود تکه تکه های

شکسته اش را یک جا جمع و به هم بچسباند و سر همشان کند . سایه اش را از دل شب بیرون بکشد.

رل اصلی کابوس دیشبش را بازی و روزی دیگر را تجربه کند.






برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 19:05

صفحه بندی